دوست مهربون
 
 
باز باران٬ با ترانه

میخورد بر بام خانه

خانه ام کو؟ خانه ات کو؟

آن دل دیوانه ات کو؟

روزهای کودکی کو؟

فصل خوب سادگی کو؟

یادت آید روز باران

گردش یک روز دیرین؟

پس چه شد دیگر٬ کجا رفت؟

خاطرات خوب و رنگین

در پس آن کوی بن بست

در دل تو٬ آرزو هست؟

کودک خوشحال دیروز غرق در غمهای امروز

یاد باران رفته از یاد آرزوها رفته بر باد

باز باران٬ باز باران میخورد بر بام خانه

بی ترانه،بی بهانه شایدم٬ گم کرده خانه
 

+ نوشته شده در سه شنبه ششم آبان 1393 ساعت 20:38 توسط دوست مهربون |

  ببخش مهربون

 

 

من روببخش نه به خاطراینکه لایق بخشش هستم 

 

بلکه تولایق آرامش هستی من آرامش تورا حتی به آرامش خودم نیزترجیح میدهم



+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم مرداد 1393 ساعت 1:36 توسط دوست مهربون |

 

 

Click to view full size image

Click to view full size image

Click to view full size image

Click to view full size image

Click to view full size image

Click to view full size image

Click to view full size image

Click to view full size image

Click to view full size image

Click to view full size image

Click to view full size image

Click to view full size image

Click to view full size image

Click to view full size image

Click to view full size image

Click to view full size image

Click to view full size image

Click to view full size image

Click to view full size image

Click to view full size image

Click to view full size image

Click to view full size image

Click to view full size image

Click to view full size image

Click to view full size image

 


+ نوشته شده در دوشنبه سی ام تیر 1393 ساعت 13:4 توسط دوست مهربون |

 

 طلاوجواهرات،گردنبند،زیورآلات,جواهرات سال،ساعت،ساعت مچی

 

زمان آدم‌ها را دگرگون می‌کند

 

 اما تصویری را که از ایشان داریم

 

 ثابت نگه می‌دارد.

 

 هیچ چیزی دردناک‌تر از این تضاد میان

 

 دگرگونی آدم‌ها و ثبات خاطره نیست.

 

 


+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم اردیبهشت 1393 ساعت 7:59 توسط دوست مهربون |

axzr
سلولی انفرادی میخواهم
 
از جنس آغوشت
 
دیوارهایش چنان نزدیک
 
که انفرادی اش حس نشود
 
زندانبان خوبی باش
 
قفل کردی
 
کلیدت را قورت بده
 
ترسی از تشنگی و گرسنگی نیست
 
چشم ها و لب هایت را دارم
 
فقط !
 
سهم هر روزه ام را کم نکن ..
 
 
 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393 ساعت 21:12 توسط دوست مهربون |

 

 

خدایا .............

 

نمیدانم چه سرنوشتی برایم کنار گذاشتی

 

ولی تو رو به این خداییت کمکم کن

 

هرچی خیر هست برایم پیش بیار

 

 شاید کوتاهی کرده باشم ولی هنوز

 

 امیدم به حکیم بودنت هست .....

 

 

 


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1392 ساعت 11:53 توسط دوست مهربون |

من با تو
 
 
 
 
 
من بی تو
 
 
 
 
 
ســــخـــت اســـت وقتـــي از شـــدت بـــغـــض
                                 
گـــلـــو درد بگـــيري
                               
و هـــمـــه بگـــويـــند :
                            
لبـــاس گـــرم بـــپـــوش
!!! 
 
 
 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1392 ساعت 17:13 توسط دوست مهربون |

 
پاییز از حوالی حوصله ات که بگذرد
من زرد می شوم
و تا کفشهای رفتنت جفت می شود
غریب می مانم
و نیلوفرانه دوستت دارم
نه مثل مردمی که عشق را از روی غریزه نشخوار می کنند
من درست مثل خودم
هنوز و همیشه
دوستت دارم.....

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد
 
 

+ نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1392 ساعت 18:23 توسط دوست مهربون |

 

 

دلگیرم ازدنیا وروزگارش, ازبى کسى و سکوت ها...
این منم که اینگونه خسته ام,
منى که همیشه خوب بودم وخندان...
منى که خنده هایم بى مثال بود!
نمیتوانى بفهمى والبته عجیب هم نیست برایم,
چون تو من نیستى... پس لطفا قضاوتم نکن!!



+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1392 ساعت 11:45 توسط دوست مهربون |



آگاهی از معانی رنگ گلها، تعداد شاخه های گل در یک دسته می تواند ما را در اهدای درست و افزایش تاثیرگذاری آنها یاری دهد.

 

فراموش نکنید که لازم نیست حتما منتظر موقعیت و اتفاق خاصی برای هدیه گل به کسانی که دوستشان دارید باشید، در حقیقت گل هدیه ایست که اگر به صورت غیر منتظره تقدیم شود ارزش بیشتری دارد.

 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1392 ساعت 0:15 توسط دوست مهربون |

 

خــــــدا ....

دلم هوای دیـــروز را کرده...

هوای روزهای کودکـــی را...

دلم میخواهــد مثل دیـــروز قاصدکـــی بردارم...

آرزوهایم را به دستــش بسپارم تا برای تـــو بیاورد...

دلم میخواهد دفتر مشقــم را باز کنم...

و دوبــاره تمرین کنــم الفبای زندگـــی را...

میخواهم خط خطـی کنم تمام آن روزهایــی که...

 دل شکستــم و دلم را شکستنــد...

دلـــم میخواهد این بار اگر معلم گفت...

در دفتر نقاشی تان هر چه میخواهیـــد بکشیـــد...

این بار تنهـــا و تنهـــا نردبانی بکشم به سوی تــــو...

دلـــم میخواهد این بار اگر گلــی را دیدم ...

آن را نچینـــم...

دلـــم میخواهــــد ...

می شـــود باز هم کودکــــ شد؟؟؟؟

راستی خـــــدا !

دلــــم فـردا هوای امروز را می کنـــد.


+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1392 ساعت 11:44 توسط دوست مهربون |

 

زندگی دفتری از خاطره هاست

یک نفر در دل شب, یک نفر در دل خاک,

یک نفر همدم خوشبختیهاست, یک نفر همدم سختی هاست,

چشم تا باز کنیم عمرمان میگذرد.

ما همه همسفر و رهگذریم...

آنچه باقیست فقط خوبیهاست

 


+ نوشته شده در شنبه یکم تیر 1392 ساعت 23:14 توسط دوست مهربون |

فرق است

 بین

 دوست داشتن

و داشتن دوست؛

دوست داشتن امری لحظه ایست

 ولی داشتن دوست استمرار لحظه های دوست داشتن است


 


+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم بهمن 1391 ساعت 21:58 توسط دوست مهربون |

سالهــــــــــا دویده ام


با قلبـــــــــی معلق و پایـــی در هــــوا


دیگــــر طــاقت رویاهــــایم تمــــــــــام شده

است


دلــــــــــم رسیدن می خواهــــــد . . .


 


+ نوشته شده در یکشنبه سوم دی 1391 ساعت 21:1 توسط دوست مهربون |

غنچه ازخواب پرید

و گلی تازه به دنیا آمد.

خارخندید و به گل گفت سلام

…و جوابی نشنید؛

خار رنجید و هیچ نگفت؛

ساعتی چند گذشت

گل چه زیبا بود…

دست بی رحمی آمد نزدیک…

گل سراسیمه زه وحشت افسرد

لیک آن خار در آن دست خزید

…و گل از مرگ رهید

صبح فردا که رسید

خار با شبنمی از خواب پرید؛

گل صمیمانه به او گفت:سلام!

 


+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی 1390 ساعت 20:19 توسط دوست مهربون |

زن وشوهر جوانی سوار بر موتور در دل شب میراندند

انها از صمیم قلب همدیگر را دوست داشتند.

 

زن جوان:یواشتر برو من میترسم

 

مرد جوان:نه اینجوری خیلی بهتره

 

زن جوان:خواهش میکنم من میترسم

 

مرد جوان:خوب اما اول باید بگی دوسم داری

 

زن جوان:دوستت دارم حالا میشه یواشتر بری

 

مرد جوان:مرا محکم بگیر

 

زن جوان:حالا میشه یواشتر برونی

 

مرد جوان:باشه به شرط اینکه کلا کاسکت مرا برداری

وروی سرت بذاری آخه نمیتونم راحت برونم اذیتم میکنه.

 

روز بعد روزنامه ها نوشتند:

 

برخورد یک موتور سیکلت باساختمانی حادثه آفرید در

این سانحه که بدلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد یکی

 از سر نشینان زنده ماند و دیگری در گذشت.

 

مرد جوان از خالی شدن ترمز اگاهی یافته بود پس بدون

اینکه زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت را بر

سراو گذاشت و خواست برای اخرین بار دوستت دارم را

از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390 ساعت 19:9 توسط دوست مهربون |

                                                    

 

روزی دختری از پسری که عاشقش بود پرسید : چرا مرا دوست

داری ؟ چرا عاشقم هستی ؟

 

پسر گفت : نمی توانم دلیل خاصی را بگویم اما از اعماق قلبم

دوستت دارم

 

دختر گفت : وقتی نمی توانی دلیلی برای دوست داشتن پیدا

کنی چگونه می توانی بگویی عاشقم هستی ؟!!!!

 

پسر گفت : واقعا دلیلش را نمی دانم اما می توانم ثابت کنم که

دوستت دارم

 

دختر گفت : اثبات؟!!!! نه من فقط دلیل عشقت را می خواهم .

شوهر دوستم به راحتی دلیل دوست داشتنش را برای او توضیح

 می دهد اما تو نمی توانی این کار را بکنی !!!!

 

پسر گفت : خوب ... من تو رو دوست دارم چون زیبا هستی

 

چون صدای تو گیراست

 

چون جذاب و دوست داشتنی هستی

 

چون باملاحظه و بافکر هستی

 

چون به من توجه و محبت می کنی

 

تو را به خاطر لبخندت دوست دارم

 

به خاطر تمامی حرکاتت دوست دارم

 

دختر از سخنان پسر بسیار خشنود شد

 

چند روز بعد دختر تصادف کرد و به کما رفت

 

پسر نامه ای را کنار تخت او گذاشت

 

نامه بدین شرح بود :

عزیز دلم !!!تو رو به خاطر صدای گیرایت دوست دارم ..... اکنون

دیگر حرف نمی زنی پس نمی توانم دوستت داشته باشم

 

دوستت دارم چون به من توجه و محبت می کنی ...... چون

اکنون قادر به محبت کردن به من نیستی نمی توانم دوستت

داشته باشم

تو را به خاطر لبخندت و تمامی حرکاتت دوست دارم ..... آیا اکنون

می توانی بخندی ؟ می توانی هیچ حرکتی بکنی ؟ ...... پس

دوستت ندارم

اگر عشق احتیاج به دلیل داشته باشد در زمان هایی مثل الان

هیچ دلیلی برای دوست داشتنت ندارم

 

آیا عشق واقعا به دلیل نیاز دار؟

 

نه

 

و من هنوز دوستت دارم . عاشقت هستم

                                                     

 


+ نوشته شده در شنبه نوزدهم آذر 1390 ساعت 16:12 توسط دوست مهربون |

تست شخصیت شناسی

 

با میوه مورد علاقه  

 

آیا می دانید که می توانید از روی میوه انتخاب شده شخصیت آدم ها را بشناسید و بر اساس میوه های مورد نظر بگویید که شرایط روحی روانی اشخاص مختلف چگونه است؟ پس میوه دلخواه خود را انتخاب کنید و به رازهای شخصیتی خود و دوستانتان پی ببرید !

 

چنانچه انواع میوه ها به شما تعارف شود کدام میوه را انتخاب می کنید؟

 

پرتقال؛ سیب؛ آناناس؛ موز؛ نارگیل؛ انبه؛ گیلاس؛ انگور سیاه؛ هلو؛ یا گلابی ؟

 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه ششم آذر 1390 ساعت 17:46 توسط دوست مهربون |

خواستم خودمو گول بزنم

 همه ی خاطراتم و یه گوشه ای و

 گفتم فراموش ....... 

یه چیز ته قلبم خندید و گفت : یادمه

 


+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آذر 1391 ساعت 20:41 توسط دوست مهربون |

 

توی مارپله ی زندگی ،



مهره نباش که هر چی گفتن،بگی باشه....!


تاس باش که هر چی گفتی، بگن باشه... !

 

 


+ نوشته شده در سه شنبه دوم آبان 1391 ساعت 18:52 توسط دوست مهربون |