X
تبلیغات
دوست مهربون
axzr
سلولی انفرادی میخواهم
 
از جنس آغوشت
 
دیوارهایش چنان نزدیک
 
که انفرادی اش حس نشود
 
زندانبان خوبی باش
 
قفل کردی
 
کلیدت را قورت بده
 
ترسی از تشنگی و گرسنگی نیست
 
چشم ها و لب هایت را دارم
 
فقط !
 
سهم هر روزه ام را کم نکن ..
 
 
 


ÊÇÑíÎ : سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393 | 21:12 | äæíÓäÏå : دوست مهربون |

 

 

خدایا .............

 

نمیدانم چه سرنوشتی برایم کنار گذاشتی

 

ولی تو رو به این خداییت کمکم کن

 

هرچی خیر هست برایم پیش بیار

 

 شاید کوتاهی کرده باشم ولی هنوز

 

 امیدم به حکیم بودنت هست .....

 

 

 



ÊÇÑíÎ : پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1392 | 11:53 | äæíÓäÏå : دوست مهربون |
من با تو
 
 
 
 
 
من بی تو
 
 
 
 
 
ســــخـــت اســـت وقتـــي از شـــدت بـــغـــض
                                 
گـــلـــو درد بگـــيري
                               
و هـــمـــه بگـــويـــند :
                            
لبـــاس گـــرم بـــپـــوش
!!! 
 
 
 


ÊÇÑíÎ : دوشنبه بیست و نهم مهر 1392 | 17:13 | äæíÓäÏå : دوست مهربون |
 
پاییز از حوالی حوصله ات که بگذرد
من زرد می شوم
و تا کفشهای رفتنت جفت می شود
غریب می مانم
و نیلوفرانه دوستت دارم
نه مثل مردمی که عشق را از روی غریزه نشخوار می کنند
من درست مثل خودم
هنوز و همیشه
دوستت دارم.....

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد
 
 


ÊÇÑíÎ : سه شنبه نهم مهر 1392 | 18:23 | äæíÓäÏå : دوست مهربون |
 

 

دلگیرم ازدنیا وروزگارش, ازبى کسى و سکوت ها...
این منم که اینگونه خسته ام,
منى که همیشه خوب بودم وخندان...
منى که خنده هایم بى مثال بود!
نمیتوانى بفهمى والبته عجیب هم نیست برایم,
چون تو من نیستى... پس لطفا قضاوتم نکن!!




ÊÇÑíÎ : پنجشنبه سی و یکم مرداد 1392 | 11:45 | äæíÓäÏå : دوست مهربون |


آگاهی از معانی رنگ گلها، تعداد شاخه های گل در یک دسته می تواند ما را در اهدای درست و افزایش تاثیرگذاری آنها یاری دهد.

 

فراموش نکنید که لازم نیست حتما منتظر موقعیت و اتفاق خاصی برای هدیه گل به کسانی که دوستشان دارید باشید، در حقیقت گل هدیه ایست که اگر به صورت غیر منتظره تقدیم شود ارزش بیشتری دارد.

 



ÇÏÇãå ãØáÈ
ÊÇÑíÎ : پنجشنبه بیستم تیر 1392 | 0:15 | äæíÓäÏå : دوست مهربون |

 

خــــــدا ....

دلم هوای دیـــروز را کرده...

هوای روزهای کودکـــی را...

دلم میخواهــد مثل دیـــروز قاصدکـــی بردارم...

آرزوهایم را به دستــش بسپارم تا برای تـــو بیاورد...

دلم میخواهد دفتر مشقــم را باز کنم...

و دوبــاره تمرین کنــم الفبای زندگـــی را...

میخواهم خط خطـی کنم تمام آن روزهایــی که...

 دل شکستــم و دلم را شکستنــد...

دلـــم میخواهد این بار اگر معلم گفت...

در دفتر نقاشی تان هر چه میخواهیـــد بکشیـــد...

این بار تنهـــا و تنهـــا نردبانی بکشم به سوی تــــو...

دلـــم میخواهد این بار اگر گلــی را دیدم ...

آن را نچینـــم...

دلـــم میخواهــــد ...

می شـــود باز هم کودکــــ شد؟؟؟؟

راستی خـــــدا !

دلــــم فـردا هوای امروز را می کنـــد.



ÊÇÑíÎ : پنجشنبه سیزدهم تیر 1392 | 11:44 | äæíÓäÏå : دوست مهربون |

 

زندگی دفتری از خاطره هاست

یک نفر در دل شب, یک نفر در دل خاک,

یک نفر همدم خوشبختیهاست, یک نفر همدم سختی هاست,

چشم تا باز کنیم عمرمان میگذرد.

ما همه همسفر و رهگذریم...

آنچه باقیست فقط خوبیهاست

 



ÊÇÑíÎ : شنبه یکم تیر 1392 | 23:14 | äæíÓäÏå : دوست مهربون |

 *

بلاخره چهلم پدر را هم پشت سرگذاشتم

 دلتنگ حضورت هستم ” پدر ” ، اى کاش تصویرت نفس میکشید . . .

 

دست . . .
همیشه به معنای آغوش نیست ، گاهی ؛ فقط امنیت است . . .
فقط !!
مثل « دست پدر »

---------------------------------------------------

دلتنگ حضورت هستم ” پدر ” ، اى کاش تصویرت نفس میکشید . . .
” تقدیم به همه ى پدرهایى که در بین ما نیستندُ ما گرمیه دستاشونُ کم داریم ”

---------------------------------------------------

دلتنگ حضورت هستم ” پدر ” ، اى کاش تصویرت نفس میکشید . . .

تکیه گاهی است که بهشت زیر پایش نیست . . .
اما همیشه به جرم پدر بودن باید ایستادگی کند و با وجود همه مشکلات ، به تو لبخند زد تا تو دلگرم شوی . . .
که اگر بدانی چه کسی کشتی زندگی را از میان موج های سهمگین روزگار به ساحل آرام رویاهایت رسانده است ؛ ” پدرت “را می پرستیدی . . .

 دلتنگ حضورت هستم ” پدر ” ، اى کاش تصویرت نفس میکشید . . .

دلتنگ حضورت هستم ” پدر ” ، اى کاش تصویرت نفس میکشید . . .

دلتنگ حضورت هستم ” پدر ” ، اى کاش تصویرت نفس میکشید . . .

---------------------------------------------------

پدر جان همواره صبر زیبا و همیشگی ات را پیشه ی خود خواهم ساخت و به مثال خودت  لحظه های سخت زندگی  را آسان خواهم گرفت و لحظه هارا قدر خواهم دانست  روحت شاد و یادت گرامی.

 

 

 



ÊÇÑíÎ : سه شنبه چهاردهم خرداد 1392 | 13:12 | äæíÓäÏå : دوست مهربون |
سلام بابام رفت منو تنها گذاشت

 

 

سلام دوستای مهربونم

از همتون ممنونم که منو دلداری دادینو برای بابام دعا کردید متشکرم

خیلی سخته بخای روز مادر بری تو خونه ایی که مادرت نباشه

 مادری که به رحمت خدا رفته

پارسال همچنین روزی میتونستم برم خونه چون حداقل بابایی بود

اما امسال اونم منو تنها گذاشت و رفت

جونم برای شما بگه

 که امسال حداقل پیش هر دو بودم

یعنی سر خاک هر دوتاشون که کنار هم خاک شدنند

خیلی زود منو تنها گذاشتن هر دوشون

بابام که میگفت قصه نخور منم همیشه باهاتم

ولی اونم زودی منو تنها گذاشت

دیروز سر خاکشون خیلی باهاشون حرف زدمو گله کردم

 گریه کردم کلی خودمو خالی کردم

 در اخر دوباره از همه اوناییک ه اومدن دعا کردنو دلداریم دادن تشکر میکنم

از خدا میخوام بابا مامانشونو براشون نگه داره   ۱۳.۲.۱۳۹۲

 

 



ÊÇÑíÎ : شنبه سی و یکم فروردین 1392 | 21:40 | äæíÓäÏå : دوست مهربون |
.: Weblog Themes By skin.mihannama.ir :.